صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
297
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
سيما بود و در ميان عرب اشتهار داشت و از شعراى عرب به شمار مىرفت . قلعه و بارويش در جنوب شرقى مدينه و در راستاى سرزمين بنى نضير واقع شده بود . هنگامى كه خبر پيروزى مسلمانان و كشته شدن سران قريش را در بدر شنيد ؛ گفت : آيا چنين است ؟ ! اينها بزرگان و شاهان عرب بودند . سوگند به خدا ، اگر محمد اينها را از بين برده باشد ، مرگ بسى بهتر از زندگانى است . ( 1 ) وقتى درستى خبر را دريافت ، به بدگويى مؤمنان و ستايش دشمنان دين و تشويق آنان بر ضد مسلمانان ، آغاز كرد . اما بدين هم اكتفا ننمود و به مكه نزد مطلب پسر ابى وداعهء سهمى رفت . مرثيهخوانى مىكرد ، شعر مىسرود ، براى كشتهشدگان چاه بدر مىگريست ، غيرتمندان آنان را تحريك مىنمود ، كينههايشان را برمىافروخت و به جنگ پيامبر فرايشان مىخواند . ابو سفيان و ساير مشركان از او سؤال كردند : آيا نزد تو دين ما محبوب است يا دين محمد و يارانش ؟ كدام يك از ما راهيافتگانيم ؟ گفت : شما هم بهتر و هم راه يافتگان هستيد . در اين باره اين آيه فرود آمد : « أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا . » « 1 » : [ آيا كسانى را كه از كتاب ( آسمانى ) بهرهاى يافتهاند ، نديدهاى ؟ كه به « جبت » و « طاغوت » ايمان دارند و دربارهء كسانى كه كفر ورزيدهاند مىگويند : اينان از مؤمنان راهيافتهترند . ] كعب با همان حالت زشت به مدينه بازگشت و اشعارى در وصف زيباييهاى زنان مسلمان ساخت و با زبانآورى آنان را به شدت آزار مىداد . ( 2 ) پيامبر وقتى چنين ديد ؟ گفت : چه كسى از عهدهء كعب برمىآيد ؟ زيرا او خدا و رسولش را آزار داده است . محمد پسر مسلمه ، عباد پسر بشر ، ابو نائله مشهور به سلكان پسر سلامه - همشيرهء كعب - حارث پسر اوس و ابو عبس پسر حبر همگى اعلام آمادگى نمودند و رهبرى اين گروه را به عهدهء محمد پسر مسلمه سپردند . در مورد كشتن كعب اشرف چنين آمده است كه : وقتى پيامبر گفت : چه كسى از عهدهء كعب
--> ( 1 ) - نسا / 51 .